تبليغاتX
نبض وطنم را می گیرم
حال ما خوب است...اما تو باور نکن!!!

 

این پست پیش کش- دکتر مصدق برای رنج هایش...

 

از زمین اکتشاف گریه کردن

شب ها خواب نفت بریزد روی بالش ام

از این زخم های قابل شستشو بگیر

تا آن چشم های قابل رفو .

-  پارسیان بتمرگید

پالایشگاه بیدار است

از گیس های پلاسیده میس گلابتون

تا دبیت کهنه ی  M.I.S

شما بمانید ، ما که نفتیم

از سر و کول تهران بالا .

سیا جلبک جنوبی

با دو تیغ تهلو

از حاشیه نقشه تراشیده شد.

رو به را ه نمی شدیم

حتی با دو میلیون دولار کوکا این هم جنس ش قاطیه ؟

- خلافو غلاف ش که

سیا مو آغام   شرکتی یه ها

شبی آخر خواب ام را با نفت آتش می زنم

مثل زن های ایرانی

در خوش خوشک خود کشی

مادرم قران به قران می شد

بریتیش پترولیوم پوند ، پوند

- خانم ها ، آقایان

صادرات ، وارد می شود!

نمایش در پشت پرده

ورود برای بالای بیست سال ممنوع

از بقعه ی شنگول سید خلف

تا شیب تند سمبوسه ی آخر آسفالت

در به در به دنبال سیا!

- کوکا مو دیگه تعطیل اُم

میگن دسات تو کودتا بوده

پارسیان پارس نکنید

خاورمیانه استمنفت می کند

کویر به کویر

از نمک تا لوت

تا شعله های یخی ، خواب های نفتی

تا تیرهای خیابان سی ام

این همه صفر

ریاضی ام را تعطیل کرد

شما مظنه کنید

برای فرداها

یک بیست و نه ام مصدق

چند اسفند آب می خورد ؟

(سعید محمد حسنی)

 

 

                            ای کاش اتفاق می افتاد...

 

دکتر مصدق را بهتر بشناسم:

 

  • ۱ آغاز زندگی وجوانی
  • ۲ والی‌گری و وزارت
  • ۳ دوره رضاشاه
  • ۴ نهضت ملی‌شدن صنعت نفت ایران
  • ۵ ملی شدن نفت و نخست وزیری
  • ۶ کشمکش با دربار و مخالفان
  • ۷ درگیری با آیت الله کاشانی
  • ۸ کودتا علیه دولت مصدق
  • ۹ محاکمه و زندان و خانه نشینی
  • ۱۰ پانویس
  • ۱۱ منابع
  • ۱۲ پیوند به بیرون

     

    لینک  مرتبط:

    http://persianspatriot.blogfa.com/post-103.aspx

     

  • + نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 1:59  توسط هیوا  | 

     

    در تربت من

    قد می کشد پشیمانی

    سنگینی- چرا در سر

    "یدالله رویایی"

     

     

    ...و از بهمن که بر چهره ام راه رفت

    پی- تیری که پشت همین دیوارهاست می گردم...

    "علی عبدالرضایی"

     

     

    دریغا

     ابلها مردا

     عدوی تو نیستم من

      انکار توام!

                         "شاملوی بزرگ"

     

     

                                                       ما نشستیم و تماشا کردیم...

    + نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 0:41  توسط هیوا  | 

     

    خودکشی یک زن در کامیاران
    روزجمعه مورخه 6/9/87 زنی به نام اکرم .الف ب دلیل فشارهای وارده از سوی خانواده دست به خودکشی زد.
    این زن متاهل و دارای فرزند پس از آنکه از سوی همسر خود از منزل بیرون انداخته شده و همراه فرزند خود بدون سرپناه مانده بود اقدام به خودکشی نمود که علیرغم انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داد. به علت عدم حمایت قانونگذار و نگاه بافتهای سنتی به حقوق زنان متاسفانه در مناطق حاشیه ای کشور همچون کردستان آمار خودکشی و خودسوزی زنان در حد بالایی قرار دارد.

    مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

     


     

    ...شبی آخر خوابم را با نفت آتش می زنم

    مثل زنهای ایرانی

    در خوش خوشَک خودکشی...

                        "سعید محمد حسنی"

     

    + نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 20:9  توسط هیوا  | 

     

    انتقال فرزاد کمانگر و علی حیدریان به بند بیماران عفونی


    فرزاد کمانگر ، معلم محکوم به اعدام به همراه علی حیدریان فعال کرد محکوم به اعدام پس از پنج ماه حضور در بند امنیتی 209 زندان اوین ، ساعاتی پیش به بند 4 زندان رجایی شهر کرج که مختص نگهداری بیماران عفونی ، ایدزی و هپاتیتی است منتقل گردیدند .همچنین فرهاد وکیلی دیگر فعال کرد محکوم به اعدام به اندرزگاه 7 زندان اوین منتقل گردید.
    این افراد که سومین سال زندان خود را به سر می برند ، دارای اتهامی جدید نبوده و اساس انتقال اخیر آنان به بند امنیتی وزارت اطلاعات مبهم می باشد ، هر چند مطلعان از افزایش فشار بر این زندانیان سخن می گویند.
    احکام این زندانیان ، همچنان بدون تغییری قطعی است ، فرزاد کمانگر در آستانه اعدام قرب الوقوع قرار دارد و علی حیدریان و فرهاد وکیلی علاوه بر اعدام ، محکومیت ده سال زندان نیز دارند که حکم اعدام آنان پس از تحمل کیفر ده ساله زندان قابلیت اجرا پیدا خواهد نمود.
    کمانگر و حیدریان در حالی به بند بیماران عفونی زندان کرج منتقل گردیدند که تمامی وسایل اولیه  ، شخصی و مورد نیاز آنان همچون پتو و غیره را نیز از آنان ضبط کرده اند.

    مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران


    کوروش احمدی آزاد شد

     

    + نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 0:25  توسط هیوا  | 

     

    یلدایتان شاد باد...

     

    صبر بزرگی ست وطن!

    وامانده بر دستهامان...

                     "علی رضا پنجه ای"

     


     

    کنعان به خواب رفتم و در مصر دیدمت               از کاروان برده فروشان خریدمت

    شبهای بیشماری از این عشق در دمشق         منجر شدی به خوابم و هر شب پریدمت

    از دهلی گناه لبت تا عراق شرم                       بر گونه های قرمز جیحون چکیدمت

    یونان که حمله کرد به چشمان میشی ات         براسب زاگرس به سپاهان دویدمت

    وقتی برید موی تو را خنجر عرب                       در تار و پود قالی کاشان کشیدمت

    قوم مغول که میل به چشمان گل کشید             در شیوه تغزل حافظ خزیدمت

    باد افاغنه که شبی  ریشه تو کند                        همچون گیاه مهر به دندان جویدمت

    بانوی روز مادر و شب روسپی وطن                     در پرچمی سه رنگ به آتش کشیدمت

                                                                                                       کوروش کیانی

     

     

    + نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 15:20  توسط هیوا 

     

    یلدا,شب ايران زمين

     مي گويند امشب تنها شب سال است كه ثانيه ها كش مي آيد. هر چند اين كش آمدن تنها 2 ثانيه است، ولي يك شب ايراني را خاطره مي زند؛ شب يلدا .
    اولين شب زمستان و واپسين شب پاييز، زايش مهر و خورشيد، درازترين شب و تيره ترين شب، جشن آريايي ايرانيان؛ جشني كه در ماه پارسي دي قرار دارد كه نام آفريننده در زمان قبل از زرتشتيان است كه بعدها به آفريننده نور شهرت گرفت و همان Day در زبان ديگر است؛ دردانه شب  ايراني، شب پيروزي فرشته خوبي بر بدي.
    افسانه ها مي گويند: در اين شب مهر ميترا در گردونه درخشان خود كه ساز و برگي  چون گردونه هاي زمين دارد، سوار است و در اقامتگاهي زرين با هزاران ستون و هزار در، اقامت دارد. مهر در شب يلدا در گردونه خويش كه چهار اسب سفيد ناميرا آن را مي كشد و نعل آنها از زر و سيم است به پيش مي راند و ايرانيان تولد ميترا را در اين شب به جشن و آتش بازي مي نشينند.
    ايرانيان شيفته شادي و جشن؛ جشن هايي همواره آراسته به نور و روشنايي، آنها خورشيد را نشانه نيكي مي دانستند و در هر جشن به ستايش آن مي نشستند...

    به ادامه ی مطلب بروید


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 23:41  توسط هیوا  | 

    (16 آذر) !!

    امسال و در آستانه روز دانشجو ، گویا حکومت قرارگاه تاکتیکی اش را در وزارت علوم آراسته و (کالک) عملیاتی اش را روبروی دانشگاه تهران گسترده است تا بتواند مراسم 16 آذر را بنام خود مصادره نماید !!!

    فردا دانشجویان شاهد رژه سربازانی خواهند بود که کف پوتین میخ آجین شان را بر خیابانهای دانشگاه می سایند تا ضمن آرایش جنگی ، عملیاتی با رمز (فتح الفتوح فرهنگی) را به امر فرماندهان خود به انجام برسانند!!

    ملالی نیست.... از حکومتی که ظرف یکسال گذشته صدها دانشجو را به بند و زندان کشید و اساتید را به هزار بهانه اخراج نمود. بر سر نشریات جعلی غائله آفرید. با طرح مالیخولیایی سهمیه بندی جنسیتی و بومی گزینی غوغایی به پا کرد. بر ورودی دانشگاه (گیت های کنترل) نصب نمود تا از ورود دانشجویان طیف چپ ممانعت کند و .... البته طراحی چنین عملیاتی آنهم در صحن دانشگاه بعید و دور از انتظار نیست اما خوب است بداند که جنبش دانشجویی بیدی نخواهد بود که در وزش این بادهای هرز به خود بلرزد و یا در نمایش بالماسکه ای که اینها به نام روز دانشجو راه انداخته اند دچار عفونت شود.

     باری...(  فیوز) مقاومت جنبش دانشجویی را نمی توان با اینگونه سیاست های ( اتصال دولتی) سوزاند و عقربه نیم قرن مبارزه اش را به انقلاب فرهنگی (دهه 60)  بازگرداند. نمی توان خصلت ضد استبدادی جنبش را به انقلاب اسلامی کوتاه کرد.

     جنبش دانشجویی در واقع قطرات زلال و روشن آبشار مقاومت خلق است که اینک در سراسر دانشگاه های کشور فواره می کشد و صوت آزادی و برابری را با گلاب قمصر کاشان شستشو می دهد.

    16 آذر، روز سبک کردن بار تکلیف دانشجویان است. روزی است که تاریخ از آن تجربه می آموزد ( !!!) و به او حق می دهد که در قبال عملیات فتح الفتوح فرهنگی حکومت به عملیات ایزایی (مقاومت 55) بیندیشد.

    دانشجویان طی سی سال گذشته به یک قیاس منطقی وفادار مانده اند و می گویند:

    این حکومت ظالم است.

    هیچ ظلمی پایدار نیست.

    این حکومت نیز پایدار نخواهد بود.

    برگرفته از:مقالات مصطفی جوکار (2)

    در این باره بخوانید: قدرت ِ دانش ، دانش ِ قدرت(به مناسبت شانزده آذر ماه روز دانشجو )


     

    توگریه نکن

    دنیا که به آخر نرسیده

    فقط ۱۸۰ درجه

    یا بیشتر

    روی شاخ گاو می چرخد هنوز...

     (فرامرز سه دهی)

     

    + نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 18:55  توسط هیوا  | 

     

    مردگان این سال

    عاشق ترین زندگان بودند...

     

    (آذر ۱۳۷۷)

    + نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 22:9  توسط هیوا  | 

    به نام آزادی

    پس از مرگهاي مشکوک زندانيان عقيدتي همچون اکبرمحمدي ، ولي الله فيض مهدي ، زهرا بني يعقوب ، زهرا کاظمي ، ابراهيم لطف الهي بار دگر فاجعه اي انساني تکرار گرديد ، در شامگاه سه شنبه مورخه 7 آبان ماه سال جاري به دلايل و شيوه نامعلومي زنداني سياسي عبدالرضا رجبي که در حال تحمل هفتمين سال از محکوميت حبس ابد خود بود به زندان رجايي شهر کرج منتقل گرديد ، در ساعت 21 همان شب يعني ساعاتي پس از اين انتقال جسد اين زنداني سياسي مورد مشاهده ساير زندانيان قرار گرفت...

    به ادامه ی مطلب بروید


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 19:45  توسط هیوا  | 

    به نام آزادي

    به دعوت کميته فرهنگي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي(ادوار تحکيم) به همراهي کميته فرهنگي دفتر تحکيم وحدت روز جاري قرار به اکران ويژه فيلم سه زن و برگزاري جلسه نقد موانع سينماي مستقل در ايران با حضور عوامل تهيه فيلم مذکور و فعالان مدني در سينما بهمن تهران بود.
    عليرغم ماهيت فرهنگي اين مراسم ، نيروهاي پليس امنيت در منطقه مذکور حضور يافته و اقدام به مضروب نمودن افرادي که در خارج سينما در انتظار تهيه بليط به سر مي بردند نمود و با تهديد مسئولين سينماي مذکور باعث مختل نمودن برنامه نقد گرديدند به طوريکه عليرغم برنامه هاي از پيش اعلام شده از سوي کميته هاي فرهنگي ، برنامه به صورت زودهنگام پايان يافت.
    همچنين بسياري از حاضرين در اين مراسم پس از خروج از محل مذکور از سوي نيروهاي لباس شخصي مستقر در محل مورد تهديد قرار گرفتند.


     

    بنا بر گزارشات رسيده آقاي محمد ابراهيمي که در تاريخ 12/9/1380 توسط نيروهاي امنيتي به اتهام ارتداد ،  تبليغ عليه نظام و تباني بازداشت و توسط دادگاه انقلاب به تحمل 12 سال حبس تعزيري محکوم گرديده بود سرانجام شب گذشته مورخه 4/7/87 پس از تحمل حدود هفت سال زندان که سه سال آن را در سلولهاي انفرادي بند 209 سپري نموده بود با شرايط آزادي مشروط آزاد گرديد.
    نامبرده در زمان بازداشت خود در زندان رجايي شهر مورد ضرب و شتم قرار گرفت که منجر به فلج موضعي ايشان گرديد. آقاي ابراهيمي حداقل سه بار نيز در زندان دچار حمله قلبي قرار گرفت و نيازمند رسيدگي پزشکي بوده اند.


    اخبار دريافتي از زندان اورميه از وضعيت وخيم مهدي قاسم زاده، عبادالله قاسم زاده، سهند علي محمدي، بخشعلي محمدي و يونس آقايان پنج زنداني اهل حق در چهل و چهارمين روز اعتصاب غذايشان حکايت دارد، بنا بر گزارشات امروز چهارشنبه نامبردگان چندين بار دچار تهوع توام با خون گشته اند و هم اکنون در وضعيتي نيمه هوشيار بسر مي برند.

    عليرغم اينکه اين افراد
    به شدت نيازمند معالجه‌سريع و عاجل در خارج از زندان هستند متاسفانه حتي محروم از دسترسي به هرگونه امکانات پزشکي داخل زندان نيز مي باشند. بر اساس همين گزارش ادامه اين روند و بي توجهي مسئولان زندان اورميه احتمال مرگ اين زندانيان عقيدتي را بسيار کرده است.

    پيش تر نيز در فروردين ماه سال جاري آنها ، به دليل « رفتار بسيار بد مسئولين زندان و آزار، اذيت خانواده و نزديکانشان و ناديده گرفتن حقوق قانوني» به مدت
    24
    روز اعتصاب غذا نموده بودند که با با وعده هاي دادستاني اروميه و مسئولان زندان مبني بر رسيدگي کردن به خواسته هاي آنها، زندانيان اهل حق به اعتصاب غذاي خود پايان دادند ولي با گذشت چندين ماه وعده هاي داده شده تاکنون عملي نشده است .

    لازم به ذکر است که زندانيان اهل حق اورميه در زمان درگيري هاي روستاي اوج تپه شهرستان مياندوآب ( قوشاچاي) با نيروي انتظامي بدليل مسائل عقيدتي بازداشت شده اند که در دادگاه بدوي تمامي آنها به اعدام محکوم گشته اما در ديوان عالي کشور حکم
    3 تن از آنها به 13 سال حبس و تبعيد به شهرستان يزد تقليل يافت اما حکم اعدام مهدي قاسمزاده و يونس آقايان همچنان برقرار است .


    نشست نقد لايحه بومي سازي جنسيتي در دانشگاه ها از سوي کميته زنان سازمان ادوار تحکيم وحدت در روز دوشنبه مورخ 6/08/1387 از ساعت 16:30 الي 18 با حضور حدودا 40 نفر از دانشجويان (دختر و پسر)، فعالان زنان و دانشجويي در محل دفتر سازمان ادوار تحکيم وحدت برگزار گرديد.
    خانم شيرافکن به عنوان مجري نشست، با خوش آمدگويي به حضار مراسم را آغاز کرده و به ضعيف بودن بحث اطلاع رساني و پوشش خبري در خصوص لايحه بومي سازي جنسيتي در دانشگاه ها اشاره نمودند. سپس از خانم شادي صدر دعوت کردند تا به عنوان سخنران اول، به سخنراني و بيان مطالب خود بپردازند.
    خانم صدر سخنانشان را با اين مثال آغاز نمودند: « از نظر من دردناکترين قرباني بومي سازي دختري بود اهل روستاي قياس آباد که تمام کودکي اش اين گونه گذشت که قالي ببافد و به بقيه بچه ها برسد. سپس سعي و تلاش کرد تا درس بخواند و مانند ديگران به دانشگاه برود و در نهايت هم امسال توانست در کنکور سراسري با رتبه 200 قبول شود ولي به دليل بومي سازي جنسيتي در دانشگاه ها در هيچ دانشگاهي پذيرفته نشد.
    »
    سپس وي گفت: « موضوع اصلي، مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيست بلکه طرح آموزش عالي در خصوص موضوع بومي سازي جنسيتي در دانشگاه ها است. از نظر من اين طرح مانند خيلي ديگر از طرح ها که در مورد زنان در جريان است، يک پروژه بنيادگرايانه مي باشد. »
    خانم صدر بنيادگرايي را يک جنبش سياسي تعريف کردند که در آن هويت جمعي بايد مشروع از ارزشهاي قومي و نژادي بوده، مورد قبول همگان باشد و ... و در ادامه افزودند: « به يک نوعي همه پروژه هاي بنيادگرايانه روي مواردي پياده مي شوند که از قبل مشروعيت داشته و همه بايد از آن تبعيت کنند، يک الگويي که مي گويد همه مثل هم باشند، همه يکجور لباس بپوشند و ...
    . بنيادگرايان باورشان را به همه تحميل مي کنند و در واقع بنيادگرايي يک پديده واکنشي است و هدف اصلي آن زنان مي باشد و به عنوان پروژه سياسي براي گرفتن قدرت، خود را به روح و جنس زن نزديک مي کند. »
    خانم صدر در مورد بحث هويت سازي در بنيادگرايي گفت: « اين هويت از مرزهايي بين خود و ديگري ساخته مي شود. يک پروژه هويت سازي حول يک محور مي باشد و اساساً فاعليت و عامليت زنان را زير سؤال مي برد. حکومت تازه به دوران رسيده (در سال 57) مرزهايش را با قواعدي وضع مي کند که بر طبق زنان است و زنان آرماني آن، نه غربي هستند و نه شرقي. خانواده اسلامي بر اساس اصول فقه شيعه بنا شده است و اصول شرعي، فقط فتواهاي فقهاي معروف شيعه مي باشند. »
    وي پروسه اسلامي شدن(اسلاميزاسيون) را چيزي دانستند که در قانون اساسي مي باشد به علاوه بنيادگرايي، و اين گونه ادامه دادند که: « تحولات بعد از انقلاب، نظمي را براي زنان مستقر کرده است مانند: چگونگي رابطه زن و مرد، قوانين کنترل کننده روابط جنسي زن، تشکيل خانواده در چارچوب مردسالاري و ... . در اين پروسه 30 ساله نظمي مستقر شده که در آن بي نظمي هاي زيادي وجود دارد. سنگسار از نظر من يک عامل کاملاً کنترل کننده زنان و هدف بنيادگرايي است. »
    خانم صدر با ذکر دو نوع مهاجرت يعني 1- از مرکز به پيرامون و 2- از پيرامون به مرکز، افزودند: « مهاجرت از مرکز به پيرامون، دو اثر براي دختران دارد که صرفنظر از ايجاد تغييرات در جامعه، خارج شدن از کنترل دولت و خانواده است. وقتي زني از کنترل خانواده بيرون مي آيد از حوزه کنترل دولت نيز بيرون آمده و نوعي بي نظمي در مقابل آن نظم مستقر ايجاد مي کند. مشروعيت، يک چرخه دو طرفه بوده و پروژه بنيادگرايانه انتخابي است. اين پروژه بين تمام آدمها مرزبندي کرده و بر اين اساس سيستم خود را بنا مي کند.
    »
    خانم صدر در نقد دو سؤال: « بومي يعني چه؟ و محل سکونت يعني چه؟ »
    گفت: « بومي يعني چه؟ يعني اينکه در چه شهري به دنيا آمده ام، در چه خانواده اي به دنيا آمده ام، ترک زبان يا فارسي زبان يا ... هستم. اين دو سؤال نمي تواند مبناي تبعيض باشد. »
    وي در پايان سخنانشان از فعالان اجتماعي و زنان به دليل اينکه تاکنون هيچ عکس العمل جدي در خصوص لايحه بومي سازي جنسيتي از خود نشان نداده اند، انتقاد کرد.
    سخنران دوم، خانم الهه کولايي بودند. ايشان در آغاز سخنرانيشان از دوستاني که زحمت برگزاري اين برنامه را کشيدند، تشکر نمودند و سپس اين
    گونه ادامه دادند: « من فکر مي کنم اتفاقاتي که دارد مي افتد ده ها سال است که زمينه هايش فراهم گرديده و زن به ابزاري در جهت منافع مرد تبديل شده است. ما مظاهر توسعه را وارد کرديم ولي دروني نشده و لوازمش فراهم نگرديده است. در سالهاي اخير به محض مواجه شدن با يک تحول سياسي، با پاک کردن صورت مسئله مواجه مي شويم. زن را متعلق به حوزه خصوصي مي دانند و او نقشهاي محدودي در حوزه خصوصي پيدا مي کند. پاکسازي جامعه از عوارض و آثار گذشته در حال رشد است و کنترل مسيرهايي که بر استقلال زن وارد مي شود را هدف قرار داده اند مانند: سهميه بندي جنسيتي و طرح بومي سازي جنسيتي. جامعه ما بر خلاف تفکراتمان، جامعه اي بسيار سنتي است. تصور من اين است مقوله هاي بومي گزيني جنسيتي، سهميه بندي جنسيتي و ... که عليه حقوق زنان شکل گرفته، هشداري است براي ما که چگونه مي توان در برابر اين روند افزايشي ايستاد. لذا مي توان در يک رويکرد کلان و همه جانبه اين مسير را از طريق آگاهي دادن و استفاده از مجاري قانوني تغيير داد و اين مشکل را حل کرد. »
    سخنران سوم و پاياني، خانم فاطمه صادقي بودند و سخنان خود را با طرح سؤال « چرا دست از سر زنان بر نمي دارند؟ » آغاز نمودند و بدين شکل ادامه دادند: « موجي به نام موج برگشت اشاره دارد به سياستهاي اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و ... که زنان را به خانه برمي گرداند و از مفهوم آن مي توان براي بعد از انقلاب استفاده کرد. فقاهتي شدن حوزه عمومي بعد از انقلاب صورت گرفت و روحانيت ارتجاعي ماجرا را پيش بردند. همچنين روشنفکران چپ و لائيک و نهضت پدر سالاري نيز در اين داستان همکاري کردند. موج برگشت اول، با انقلاب 57 به اوج خود رسيد و آنچه امروز شاهدش هستيم، موج برگشت دوم است. روشنفکري ايراني يک نهاد عقب مانده مي باشد که بدنه آن يا به عمد و يا غير عمد با موج برگشت همراهي مي کند. ما در جامعه اي زندگي مي کنيم که پدرسالار است و دانشگاه نمونه اي از اين جامعه پدرسالار مي باشد. »
    خانم صادقي در ادامه با طرح سؤال ديگري (چرا اين اتفاقات ا?ن مي افتد؟) گفت: « من تصور مي کنم دو قطبي اي را که برقرار مي کنيم (دوران اصلاح طلبي و بعد اصول گرايي) بسيار ساده انگارانه است. به اعتقاد من بسياري از اتفاقاتي که دارد مي افتد به دليل پولي شدن مناسبات اجتماعي است که به زن به عنوان يک جنس يا کالا نگاه مي کند. من فکر مي کنم زماني جامعه ما انسان اخلاقي را مدنظر داشت ولي هر چه از انقلاب فاصله مي گيريم اين اخلاق کمرنگ تر مي شود تا مي رسيم به دوران خاتمي و بعد از آن مي بينيم که يک پديده اي مانند احمدي نژاد خلق مي شود. احمدي نژاد فرزند خلف وعده هايي است که در دوران اصلاحات برآورده نشدند، بنابراين يکسري تقصيرات و کم کاريها اتفاق افتاده است. راه حل هاي من، مرور تاريخي خودمان و فکر بيشتر در مورد دلايل ظهور گفتاري است که دارد رايج مي شود، مي باشند. »
    برای دیدن تصاویر این نشست به لینک زیر مراجعه کنید:

    http://hrairan.org/Archive_87/1149.html

     منبع کلیه ی اخبار:مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

    + نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 19:37  توسط هیوا 

    به نام آزادي

    چهار فعال سياسي به نامهاي خليل فاتحي ، ستار پرويزي ، خبات يوسفي و هوشيار پشابادي اهل روستاي الک کامياران در آبان ماه سال گذشته بازداشت و در مردادماه سال جاري مجموعاً محکوم به تحمل 63 سال حبس تعزيري گرديده بودند ، اعتراض اين افراد در هفته جاري از سوي دادگاه تجديد نظر استان کرمانشاه مورد بررسي قرار گرفت که بر اساس حکم صادره احکام ذيل صادر و به زندانيان ابلاغ گرديد :
    1- ستار پرويزي  دانشجوي دانشکده فني کرمانشاه ، 16 سال حبس تعزيري توام با تبعيد به زندان کرمان
    2- خبات يوسفي دانشجوي رشته برق دانشگاه کرمانشاه ، 13 سال حبس تعزيري توام با تبعيد به زندان رشت
    3- خليل فاتحي ، 18 سال حبس تعزيري توام با تبعيد به زندان سمنان
    4- هوشيار پشابادي ، 10 سال حبس تعزيري توام با تبعيد به زندان قم
    لازم به ذکر است اين افراد متهم به عضويت در احزاب کرد و محاربه گرديده اند ، همچنين فاقد وکيل مدافع بوده اند و مدعي هستند در زمان بازداشت در اداره اطلاعات شهر کرمانشاه مورد شکنجه و بدرفتاري قرار گرفته بودند

    مجموع فعالان حقوق بشر در ایران

     

    + نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 18:58  توسط هیوا  | 

    به نام آزادي

    توضيح : اين مجموعه تنها بر اساس اصل آزادي بيان و ايجاد شرايط بيان براي زندانيان عقيدتي اقدام به انتشار نظرات و آرا زندانيان محروم با پايبندي به اصول حقوق بشري و مدنيت مي نمايد ، مسئوليت تمامي گفتارها بعهده نويسندگان آن مي باشد.

    نامه سرگشاده آيت الله بروجردي
    به رهبر حکومت ايران

    با نام آفريدگار مهربان و نوازشگر و با سلام بر ملت عزيز و نجيب و شريف و عرض ادب به آب و خاک مقدس و ميهن مظلوم.


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 20:43  توسط هیوا  | 

     

    (كوچ بنفشه ها)

     

    در روزهای آخر اسفند
    کوچ بنفشه های مهاجر
    زیباست.
    در نیمروز روشن اسفند
    وقتی بنفشه ها را از سایه های سرد
    در اطلس شمیم بهاران
    با خاک و ریشه
    - میهن سیارشان -
    در جعبه های کوچک چوبی
    در گوشه ی خیابان می آورند:
    جوی هزار زمزمه در من
    می جوشد:

    ای کاش ...
    ای کاش آدمی وطنش را
    مثل بنفشه ها
    (درجعبه های خاک)
    یک روز می توانست
    همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست.
    در روشنای باران در آفتاب پاک.

                                                                دکتر شفیعی کدکنی

     

    + نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 17:24  توسط هیوا  | 

     

    به نام آزادي

    اينجانب سيما حقيقت مهلباني فرزند اسمعيل به شماره شناسنامه 5287 صادر از تهران متولد 1340 در سال 1383 پس از 24 سال محروميت از حضور در گزينش در دانشگاه هاي ايران و محروميت از تحصيل صرفا به خاطر اعتقاد به ديانت بهايي در آزمون سراسري شرکت کردم و از آن جائيکه همسرم در حين خدمت سربازي و دفاع از ميهن به اسارت نيروهاي عراقي در آمد و آزاد شده بود و از ايثارگران به حساب مي آمد از سهميه ايثارگران استفاده نمودم و در رشته علوم انساني و زبان هاي خارجي امتحان دادم .حين اعلان نتايج متوجه شدم که در رشته ي زبان ها رتبه ي اول و در رشته ي علوم انساني رتبه ي هشتم را احراز نمودم . اما در کارنامه اي که در اختيارم قرار دادند با آنکه در فرم ثبت نام ستون مذهب نداشت مذهب رابراي من اسلام قيد نموده بودند . ضمن مراجعاتي که به مسئولين گرديد اعلان نمودند که اسلام قيد شده در کارنامه نمايانگر نوع امتحان معارف است . لذا من هم با اندکي فاصله از ساير دانشجويان انتخاب رشته کردم و به علت رتبه ي بالا مطمئن بودم که قطعا بايد در اولين انتخاب پذيرفته شده باشم . ولي در هيچ رشته و هيچ دانشگاهي پذيرفته نشدم .!!!
    علي رغم مراجعه به سازمان سنجش و تقديم نامه اعتراض پاسخي داده نشد و ظاهرا موضوع مورد رسيدگي قرار نگرفت . و اينجانب با داشتن رتبه اول در رشته زبان ها و رتبه هشتم در انساني صرفا به خاطر اعتقاد به ديانت بهايي از تحصيل در دانشگاه همچون 24 سال قبل از آن اما به شکل ديگر محروم شدم .
    سال 1384 مجددا در کنکور سراسري در رشته زبان ها بدون استفاده از سهميه ايثارگران شرکت کردم و اين بار هم پس از کسب رتبه ي بالا در رشته زبا ن ها و مجاز به انتخاب رشته بودن به دليل برخورد سازمان سنجش با دانشجويان بهايي هيچ کس در دانشگاه ها ثبت نام نکرد .   
    سال 1386 بار ديگر در کنکور سراسري شرکت کردم و پس از صدور کارت که خود نشانگر صحت و کامل بودن مدارک ارائه شده بود پس از شرکت در جلسه ي امتحان و زمان اعلام نتايج با نقص پرونده روبرو شدم و برايم نقص پرونده اعلان کردند و کارنامه برايم صادر نشد. پس از آن مراجعاتي به مسئولين و سازمان سنجش داشتم که اين مراجعات همچنان بي فايده بود و نتيجه اي از آن حاصل نگرديد و من همچون سال هاي گذشته همراه با ديگر بهاييان از تحصيل در دانشگاه ها فقط و فقط به خاطر اعتقاد به ديانت بهايي محروم شديم

    لینک خبر:

    http://www.hrairan.com/Archive_87/1095.html

    + نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 14:28  توسط هیوا  | 

     

    به نام آزادی

    پيشتر در طي اطلاعيه مطبوعاتي شماره 1067-87 مورخه 10/7/87 اعلام گرديد ، جان هفده زنداني سياسي و عقيدتي در معرض خطر است ، اين افراد به نامهاي "احسان توپوز ، مراد ديار ، علي ‌احمد سليمان ، مصطفي علي احمد ، بلال چي لي گر ، نهاد تونجه‌ر ، عمر چاپراز ، جمهور ازگوچ ، يوسف اتساز ، سهند علي محمدي ، بخشعلي محمدي،عبادالله قاسم زاده ، مهدي قاسم زاده ، يونس آقايان ، خليل مصطفي رجب و هدايت غزالي " بطور متفاوت از حدود 14 تا 40 روز است که در اعتصاب غذا به سر مي برند. علاوه بر اين افراد ، زندانيان ديگري همچون شمس الله شادي ، هوشنگ بادوزاده ، صباح نصري و متين ارجان نيز کماکان در اعتصاب غذا به سر مي برند.
    15تن از زندانيان مذکور در سلولهاي انفرادي زندان اروميه به سر مي برند و 1
    1 تن از آنان اتباع خارجي محسوب ميگردند که از داشتن بستگان درجه اول در ايران و همچنين وکيل مدافع محروم مي باشند.

    اين مجموعه عليرغم خواستهاي متفاوت اين افراد
    ، درخواستهاي آنان را که در مورد رفتار قانوني با زندانيان و همچنين عدم توهين به مقدسات و شفاف سازي پرونده هاي آنان (5 زنداني اهل حق اروميه) مي باشد خواستهايي قانوني و صحيح ميداند و مجدداً حمايت خود را از درخواست اين زندانيان اعلام ميدارد.
    وضعيت جسمي نگران کننده اين افراد ، شرايط نگهداري آنان در سلولهاي انفرادي و غيربهداشتي زندان اروميه و همچنين وضعيت به شدت نگران کننده زندانيان داراي تابعيتهاي غير ايراني که از داشتن وکيل و ارتباط با خانواده محروم مي باشند ما را بر آن داشت تا با اعلام يکروز اعتصاب غذاي اعضاي "مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران"
    و دعوت از ساير گروهها و نهادها و سازمانهاي مدافع حقوق بشر براي همراهي در روز يکشنبه مورخه 14 مهرماه 1387 در اين برنامه نگراني خود را از در خطر بودن جان آنان اعلام داشته و با حمايت خود را از اين زندانيان ، بدينوسيله اعتراض خود را نسبت به بي توجهي مسئولين مربوطه و عدم ارائه خدمات پزشکي به آنان اعلام نمائيم.
    اين مجموعه اعتصاب غذا را عملي مورد تائيد نمي داند چرا که با سلامتي و جان فرد اعتصاب کننده پيوسته است اما نظر به محدوديت زماني در نظر گرفته شده (يک روزه) و شرايط به شدت نگران کننده زندانيان اعتصابي برنامه يک روزه اعتصاب غذاي خود را به انجام خواهيم رسانيد.
    اميد است با همراهي و حمايت ساير نهادها و مدافعان حقوق بشر در اين روز اقدامي موثر براي نجات جان اين افراد ، خارج نمودن 15 زنداني از سلولهاي انفرادي ، بهره مندي آنان از خدمات پزشکي و مجاب نمودن مسئولين مربوطه براي توجه به خواستهاي قانوني آنان صورت پذيرد


    دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
    تهران /
    12 مهر ماه 1387 برابر با 3 اکتبر 2008

    لینک خبر:

    http://www.hrairan.com/Archive_87/1090.html

    + نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 17:8  توسط هیوا 

    به نام آزادی

     

    صدور احکام اداري و دستگيري فعالين صنفي و اجتماعي توسط ارگانهاي انتظامي و امنيتي جمهوري اسلامي ايران همچنان به ميزان نگران کننده اي در جريان است ، آخرين نمونه اين برخوردها دستگيري دهها معلم و فعال صنفي در شهر تهران بود که قصد برگزاري مراسم روزجهاني معلم (5 اکتبر) را داشته اند.
    همچنين فرزاد کمانگر معلم و فعال حقوق بشر پس از دوسال از زمان بازداشت اکنون در بند امنيتي 209 زندان اوين نگهداري ميشود ، حکم اعدام او به تائيد نهايي ديوان عالي کشور رسيده است . وکيل ، مطلعين و جوامع حقوق بشر يکصدا بر مستند نبودن اتهامات وي ، شکنجه و ناعادلانه بودن حکم اعدام وي تاکيد
    نموده اند.
    با توجه به شرايط حاکم بر معلمان در ايران و با توجه به اينکه با وجود اعتراضات گسترده داخلي و بين المللي به احکام صادره بر عليه معلمان و خصوصا حکم اعدام فرزاد کمانگر ، دستگاه اداري و قضائي جمهوري اسلامي تاکنون حاضر به لغو اين احکام نگرديده و احکام جديدي را نيز صادر نموده است ، لذا اين مجموعه از تمامي فعالان صنفي و فعالان حقوق بشر تقاضا دارد تا با حمايت گسترده و بي دريغ خود در روز جهاني معلم (روز 5 اکتبر برابر با 14 مهرماه) از معلمان و فرهنگيان ايران بالاخص معلم محکوم به اعدام ، فرزاد کمانگر حمايت نموده و در جهت جلب گسترده توجه افکار عمومي در سطح داخلي و بين المللي براي لغو احکام ناعادلانه فوق گام بردارند
    .


    دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
    تهران / 11 مهرماه
    1387 برابر 2 اکتبر 2008

    لینک خبر:

    http://www.hrairan.com/Archive_87/1088.html

    + نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 0:30  توسط هیوا 

    مهرگان بر همه ی ایرانیان خجسته باد

     

    جشنها و آئينهاي باشكوه ايران با مفاهيم عميق ، مسيري سه هزار ساله پيموده اند تا به ما برسند ، از اين ميان برخي از اين آئينها مانند : عيد نوروز ، سيزده بدر و شب يلدا ، هنوز توسط عموم ايرانيان برگزار مي گردد ، و برخي مانند : جشن سده و جشن مهرگان توسط زرتشتيان مقيم ايران و ديگر كشورها برگزار مي گردد ، و متاسفانه تعدادي از اين جشنها در پيچ و خم تاريخ به گرداب فراموشي افكنده شده اند . پس بر ماست تا با احياي آئين نياكان خود به هدف اصلي اين جشنها كه اتحاد و همبستگي ملي مي باشد دست يابيم

    کوتاه درباره ی جشن مهرگان:

    مهر به چم (معناي) دوستي و پيمان است، پس بيراه نيست كه جشن مهرگان نيز در شمار جشن‌هاي والا و پرارجي همچون نوروز و سده بوده است همچنان نيز ارزش و شكوه خود را دارد. و برگزاري آن از دير و دور در شمار شايسته‌ها و بايسته‌ها بوده است...

     به ادامه مطلب رجوع کنید

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 21:12  توسط هیوا  | 

    به نام آزادی

    به سورنا هاشمي، بهرام واحدي و عليرضا فيروزي دانشجويان دانشگاه زنجان اجازه انتخاب واحد داده نشد. پيش از اين نيز سورنا هاشمي و بهرام واحدي مدتي را در بازداشت به سر بردند و عليرضا فيروزي نيز به دادگاه زنجان احضار شده بود.
    به سورنا هاشمي و بهرام واحدي در مدت زمان بازداشت نيز نامه ي کميته ي انضباطي براي پاسخگويي در رابطه با ورود به دفتر معاون خاطي دانشگاه، دکتر حسن مددي ارائه شده بود و خواسته شده بود ظرف مدت سه روز دفاعيه خود را کتبي به کميته انضباطي دانشگاه ارائه دهند. اما هيچ نامه يا درخواستي مبني بر حضور و يا حکم آموزشي يا انضباطي به اين افراد ابلاغ نشده است
    .
    اين در حالي است که در توافق نامه پايانی تحصن خرداد ماه سال جاري دانشگاه زنجان، رياست دانشگاه و نماينده شهر زنجان در مجلس شوراي اسلامي متعهد شده بودند هيچ برخورد آموزشي و انضباطي با دانشجويان مرتبط با تحصن صورت نگيرد
    .
    متن نامه کميته انضباطي که به سورنا هاشمي و بهرام واحدي در زندان ابلاغ شده است به قرار زير است
    :
    براساس گزارش واصله و شکايت خانم سيمين نجار تبريزي(همسر دکتر ممدي) ازشما در خصوص اتهام ذيل لازم است ضمن توضيح مشروح کامل واقعه 25/3/87 دفاعيه خود را به طور مکتوب تنظيم و ظرف مدت 3 روز پس از دريافت نامه به دبيرخانه کميته انضباطي بدوي دانشجويان دانشگاه زنجان ارسال يا تحويل نماييد
    .
    موارد اتهام: يکي از عوامل اصلي طراحي، اجرا و انتشار واقعه غير اخلاقي 25/3/87 در دانشگاه

    مجموع فعالان حقوق بشر در ایران

    لینک خبر: 

    http://www.hrairan.com/Archive_87/1075.html

    + نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 21:8  توسط هیوا 

    به نام آزادی

     

    عليرغم تاکيد تشکلات مدافع حقوق بشر مبني بر وضعيت وخيم آيت الله بروجردي و همچنين تائيد پزشک ايشان مبني بر نياز فوري و مبرم ايشان به مداوا ، وزارت اطلاعات آيت الله بروجردي را از قريب الوقوع بودن حکم تبعيد خود مطلع نمود.
    نيروهاي امنيتي ضمن تهديد آيت الله بروجردي مبني بر اقدام براي حذف فيزيکي ايشان ، گفته هاي خود مبني بر توقف حکم تبعيد ايشان را زير پا گذاشته و به آقاي بروجردي اطلاع داده اند که به همراه 4 تن از ياران خود
    به زودي به مکانهاي از قبل مشخص شده تبعيد خواهند گرديد ،
    در صورت اجراي احکام تبعيد ، آقاي بروجردي
    10 سال تبعيد به زندان يزد ، مسعود سماواتيان، 5 سال تبعيد به زندان خرم آباد ، عليرضا منتظرصاحب 4 سال تبعيد به زندان كرمانشاه ، حبيب قوتي 4 سال تبعيد به زندان همدان ، مجيد الستي 4 سال تبعيد به زندان زنجان خواهند شد
    .
    شايان ذکر است نيروهاي امنيتي در پاسخ به اعتراض آيت الله بروجردي ، عدم همکاري و مصاحبه تلويزيوني اخير ايشان را دليل اجراي احکام تبعيد برخلاف وعده هاي داده شده سابق عنوان نموده اند.

    مجموع فعالان حقوق بشر در ایران

       تاريخ :1/7/87
    شماره :1043-87

    لینکهای مرتبط:

    فیلمی از حمله به منزل آیت الله بروجردی

    نامه ی مهم آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی به مردم تهران

     

    + نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 18:54  توسط هیوا  | 

     

    صبح روز گذشته چهار جوان محروم از تحصيل شده بهايي به نامهاي آرمين رحماني ، صميم پزشکي ، نويد خانجاني و حسام ميثاقي براي پيگيري موضوعاتي چون اخراج از دانشگاه ، عدم اجازه ورود به دانشگاه و محروميت از تحصيل خود به صرف داشتن ديانت بهايي به دفتر حجت الاسلام رهبر نماينده مردم اصفهان در مجلس شوراي اسلامي مراجعه نمودند.
    اين جوانان پس از پيگيريهاي مستمر اما بي پاسخ از سازمان سنجش و وزارت علوم حمايت پيشين اين نماينده مجلس که از اعضاي کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي و همچنين امام جمعه موقت اصفهان نيز ميباشد
    را نقطعه عطفي براي پيگيري مطالبات حقه خود در خصوص حق تحصيل ارزيابي نموده بودند.
    در ابتداي حضور اين دانشجويان محروم از تحصيل در دفتر نماينده مذکور ، فرد لباس شخصي که گويا از نيروهاي امنيتي مي باشد به نام "قندي" پيشتر عنوان نموده بود که دستوري آمده است مبني بر عدم دخالت آقاي رهبر در موضوع حق تحصيل اين دانشجويان ، پس از حضور اين جوانان در دفتر مذکور نيروي امنيتي مذکور حاضر در محل ضمن تهديد اين افراد خواهان ترک دفتر از سوي جوانان بهايي شد ، لازم به توضيح است آقاي رهبر نيز در پاسخ کوتاه و اوليه به اين دانشجويان عدم توان خود براي ورود و پيگيري موضوع مذکور را عنوان داشته بودند.
    اما معترضين خواهان گفتگو با نماينده مجلس و مطرح نمودن حق تحصيل بهائيان در مجلس شوراي اسلامي بودند که با توجه به قوانين ، قانوني ترين راه پيگيري مطالبات حقه آنان محسوب ميگرديد ، انتظار براي ملاقات با آقاي رهبر و اصرار نيروي امنيتي مذکور و تهديد دانشجويان براي ترک دفتر باعث برخورد خشن با آنان گرديد.
    نيروي امنيتي مستقر در دفتر که تلاش زيادي براي اخراج دانشجويان پيگير از دفتر نماينده مجلس نموده بود
    با فراخواندن نيروهاي نظامي و لباس شخصي که تماماً مسلح به سلاح گرم بودند در دفتر نماينده مجلس ، با بستن درب و پنجره ها و بيرون نمودن ساير مراجعه کنندگان و به صف نمودن چهار جوان مذکور اقدام به فضا سازي و تهديد و برخورد خشن با آنان نمودند
    .
    در اين اثنا آقاي رهبر امام جمعه و نماينده مجلس مردم اصفهان در شوراي اسلامي از اتاق کار خود خارج و ضمن اعلام مجدد مبني بر عدم توان خود براي پيگيري خواسته بر حق دانشجويان مذکور که تماما از نمرات و رتبه هاي بالاي تحصيلي نيز برخوردار بودند ، وساطت نمود تا افراد مذکور از محل خارج و نيروهاي امنيتي از برخورد بيشتر با آنان خودداري نمايند .
    چهار جوان محروم شده از تحصيل که براي پيگيري مطالبات خود چشم اميد به نماينده مجلس و اجراي قوانين و حتي برخوردي بر اساس حقوق انساني و شهروندي خود داشتند ، با ديدن نيروهاي سلاح به دست ناچار به ترک محل گرديدند. تا در سال جديد تحصيلي عليرغم داشتن کارنامه ها و رتبه هاي درخشان تحصيلي همچنان محروم از حق تحصيل بمانند
    .

     مجموع فعالان حقوق بشر در ایران

     

    لینک خبر: http://www.hrairan.com/Archive_87/1044.html

     

    + نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 16:47  توسط هیوا